پایگاه خبری - تحلیلی ميز نفت 8 دی 1397 ساعت 8:16 http://www.mizenaft.com/note/22682/موازي-کاري-محض-صادرات-گاز-برق -------------------------------------------------- لزوم پايان يک چالش آزار دهنده عنوان : موازي کاري محض در صادرات گاز و برق -------------------------------------------------- روابط سیاسی دو کشوری که صادرات طولانی مدت گاز با یکدیگر دارند به دلیل گره خوردن امنیت انرژی و اقتصادی شان به یکدیگر، به هم نزدیک­تر می‌شود. متن : ميز نفت| چندی پیش بیژن زنگنه، وزیر نفت در مصاحبه تلویزیونی از رقابت صادرات برق با صادرات گاز در بازار عراق شکایت کرد. در حالی وزیر نفت به این موضوع اعتراض می کند که صادرات گاز با انحلال و احیا چندباره در دوره وزارت ایشان عامل اصلی این عدم انسجام است. درحال حاضر ایران دو قرارداد صادرات گاز به عراق دارد. یک قرارداد صادرات گاز روزانه 35 میلیون مترمکعب به بغداد و دیگری صادرات 25 میلیون مترمکعب روزانه به بصره است. اما در حال حاضر تنها 35 میلیون مترمکعب در مجموع به این دو بازار صادر می گردد. ایران علاوه بر صادرات گازطبیعی، برق نیز به عراق صادر می کند. چندی پیش بیژن زنگنه وزیر نفت در گفتگوی تلویزیونی به ارزان تر بودن قیمت برق صادراتی به عراق درمقایسه با گاز صادراتی اشاره کرد. باید توجه داشت که به دلیل آنکه گاز صادراتی به عراق عمدتا در عراق به تولید برق اختصاص یافته عملا قیمت برق و گاز در این بازار در رقابت با یکدیگر قرار گرفته اند. به دلیل یارانه ای بودن گاز اختصاص یافته به نیروگاه ها در ایران عملا برق تولیدی در ایران ارزان تر از برق تولیدی در عراق بدست می آید که موجب شده وزارت نیرو این برق را ارزان نیز در اختیار عراقی ها قرار دهد. اما در واقع، اگر گاز به قیمت واقعی به نیروگاهها فروخته شود قیمت برق صادراتی نیز بایستی افزایش پیدا کرده و تعادلی بین صادرات برق و گاز به دست خواهد آمد. اما با این وجود دلیل اصلی چنین ناهماهنگی هایی در صادرات برق و گاز کشور فقط در همین یک مورد نبوده و در بازارهای دیگر نیز چنین بی برنامگی هایی وجود دارد. به عنوان مثال ایران با قطع واردت گاز از ترکمنستان و اتمام قرارداد صادرات خود به آذربایجان سواپ گاز ترکمنستان به آذربایجان را آغاز کرد که بدین معنی است که ترکمنستان با دست خودمان در بازار آذربایجان جایگزین ما شده است. صادرات گاز یکی از مسائل مهم و راهبردی کشور است که علاوه بر عواید اقتصادی، منافع سیاسی زیادی را نصیب کشور می کند. روابط سیاسی دو کشوری که صادرات طولانی مدت گاز با یکدیگر دارند به دلیل گره خوردن امنیت انرژی و اقتصادی شان به یکدیگر، به هم نزدیکتر می شود. با وجود اهمیت بالای صادرات گاز، مشاهدهی موارد این چنینی در سیاستگذاری این حوزه، ضرورت توجه بیشتر به تنظیم راهبرد منسجم صادرات گاز برای کشور را می طلبد. اما متاسفانه وزارت نفت به جای ایجاد هماهنگی و انسجام در این حوزه با انحلال و احیای چندباره شرکت ملی صادرات گاز و پیگیری غیر منسجم صادرات گاز در چند نهاد مجزا از هم عملا به این بی برنامگی دامن زده است، جای سوال است که چرا صادرات گاز به عراق، پاکستان، عمان، صادرات گاز از طریق ال ان جی و پیگیری بازارهای جدید صادراتی، تحت یک برنامه ریزی منسجم در یک مجموعه صورت نمی پذیرد؟ چرا بخشی از آن در شرکت نفت، بخشی در شرکت گاز و بخشی توسط ستاد وزارت نفت پیگیری می شود؟ گرچه صادرات برق به طور معمول ارزش افزودهی بیشتری از صادرات گاز دارد اما همانطور که وزیر نفت در گفتگوی ویژه خبری اشاره کرد، قوانین و برنامه های تنظیم گر صادرات گاز و برق بایستی تنظیم شود تا با ایجاد انسجام در برنامه های صادرات انرژی کشور منافع ملی را حداکثر کند. با انسجام ساختاری و قانونی در صادرات گاز، راه برای پیگیری قراردادهای معطلمان دهی صادرات گاز و رفع موانع تحقق شان، هموارتر خواهد شد و بستری برای تنظیم راهبرد بلندمدت صادرات گاز کشور، انعقاد قراردادهای جدید و افزایش سهم ایران در صادرات جهانی گاز.